تصویر 625 - فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۲۰
نشانی در گنجور
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۲۰
قصه
در داستانی که نقل شد، سپهسالار ترکان آماده نبرد شد و ده سوار از لشکر خود انتخاب کرد، در حالی که سپهسالار ایران نیز ده سوار جوان را برگزید. این دو گروه سوار به میدان نبرد تاختند و هر کدام از آنها با یک حریف از طرف مقابل روبرو شدند. افراد به این صورت جفت شدند: - گیو با گروی زره - فریبرز کاوس با کلباد ویسه - رهام گودرز با بارمان - گرازه با سیامک - گرگین با اندریمان - بیژن گیو با رویین - زنگه شاوران با شخص دیگر به نام او که نامش نیاورد شد - فروهل و زنگله با دو نفر دیگر - هجیر با سپهرم هر دو سپهسالار، گودرز و پیران، با دل‌های آماده انتقام و نبرد، با سوگندهای محکم به میدان رفتند. هر کدام نشان‌هایی برای پیروزی تعیین کردند. نبرد در میدان آغاز شد و جنگجویان آزمون‌های خود را با شمشیر، گرز، تیر و کمند شروع کردند. اما حوادث به نفع جنگجویان ایران ادامه یافت و اسبان و جنگجویان توران از حرکت بازماندند. در نهایت، نتیجه نبرد به نفع سپاه ایران رقم خورد و روز به روز خون بیشتری ریخته شد. این هم‌کُشی‌ها سبب از دست دادن بسیاری از جنگجویان برای افتخار و نام شد.
متن اولیه
سپهدار ترکان برآراست کار ز لشکر گزید آن زمان ده سوار ابا اسب و ساز و سلیح تمام همه شیرمرد و همه نیک نام همانگه ز ایران سپه پهلوان بخواند آن زمان ده سوار جوان برون تاختند از میان سپاه برفتند یکسر به آوردگاه که دیدار دیده بر ایشان نبود دو سالار ز این گونه زرم آزمود ابا هر سواری ز ایران سپاه ز توران یکی شد ورا رزم خواه نهادند پس گیو را با گروی که همزور بودند و پرخاشجوی گروی زره کز میان سپاه سراسر بر او بود نفرین شاه که بگرفت ریش سیاوش به دست سرش را برید از تن پاک پست دگر با فریبرز کاوس تفت چو کلباد ویسه به آورد رفت چو رهام گودرز با بارمان برفتند یک با دگر بدگمان گرازه بشد با سیامک به جنگ چو شیر ژیان با دمنده نهنگ چو گرگین کارآزموده سوار که با اندریمان کند کارزار ابا بیژن گیو رویین گرد به جنگ از جهان روشنایی ببرد چو او خواست با زنگه شاوران دگر برته با کهرم از یاوران چو دیگر فروهل بد و زنگله برون تاختند از میان گله هجیر و سپهرم به کردار شیر بدان رزمگاه اندر آمد دلیر چو گودرز کشواد و پیران به هم همه ساخته دل به درد و ستم میان بسته هر دو سپهبد به کین چه از پادشاهی چه از بهر دین بخوردند سوگند یک با دگر که کس برنگرداند از کینه سر بدان تا که را گردد امروز کار که پیروز برگردد از کارزار دو بالا بد اندر دو روی سپاه که شایست کردن به هرسو نگاه یکی سوی ایران دگر سوی تور که دیدار بودی به لشکر ز دور به پیش اندرون بود هامون و دشت که تا زنده شایست بر وی گذشت سپهدار گودرز کرد آن نشان که هر کو ز گردان گردنکشان به زیر آورد دشمنی را چو دود درفشی ز بالا برآرند زود سپهدار پیران نشانی نهاد به بالای دیگر همین کرد یاد از آن پس به هامون نهادند سر به خون ریختن بسته گردان کمر به تیغ و به گرز و به تیر و کمند همی آزمودند هرگونه بند دلیران توران و کنداوران ابا گرز و تیغ و پرندآوران که گر کوه پیش آمدی روز جنگ نبودی بر آن رزم کردن درنگ همه دستهاشان فروماند پست در زور یزدان بر ایشان ببست به دام بلا اندر آویختند که بسیار بیداد خون ریختند فرومانده اسبان جنگی به جای تو گفتی که با دست بستست پای بر ایشان همه راستی شد نگون که برگشت روز و بجوشید خون چنان خواست یزدان جان آفرین که گفتی گرفت آن گوان را زمین ز مردی که بودند با بخت خویش برآویختند از پی تخت خویش سران از پی پادشاهی به جنگ بدادند جان از پی نام و ننگ دمان آمدند اندر آوردگاه ابا یکدگر ساخته کینه خواه
AI Prompt
Create a DALL-E prompt for generating a photorealistic image in the style of a Persian miniature to depict this epic battle scene from a classic story: The scene portrays the Turkish commander preparing for battle and selecting ten skilled horsemen from his army, while the Iranian commander also picks ten young warriors for combat. The two groups charge into the battlefield, with each rider facing an opponent from the other side. The pairs are as follows: - Giv and Guruy Zereh - Fariborz Kavus and Kalbad Viseh - Roham Godarz and Barman - Garaze and Siamak - Gorgin and Andariman - Bizhan Giv and Royin - Zangah Shavaran and an unnamed adversary - Faruhal and Zanglah against two others - Hajir and Sepharam Both commanders, Godarz and Piran, enter the fray fueled by vengeance, swearing strong oaths. They set their symbols for victory as the battle commences. Warriors test their skills using swords, maces, arrows, and lassoes. Fortune favors the Iranian fighters as Turanian horses and warriors falter. Ultimately, the tide of battle turns in favor of the Iranian army, with significant bloodshed marking each day as fighters strive for glory and a lasting name. Please include intricate details typical of a Persian miniature, such as vivid colors, elaborate costumes, and a richly detailed battlefield in the background.