تصویر 4560 - سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۴۱ - حکایت
نشانی در گنجور
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۴۱ - حکایت
قصه
در یکی از مناجات‌ها، پیر شبلی از خدای خود خواست که به او اجازه دهد سخن از دلش بیرون آورد و سخن بگوید. او به خدا گفت که اگر اجازه پیدا کند، صادقانه پاسخ می‌دهد. او به جایی می‌رسد که می‌فهمد مالکیت دنیا از آن کسی است که همیشه دنیا را آراسته و از دیروز و پریروز به او وابسته نیست. سپس درباره‌ی مسیر خودشناسی و فاصله‌ای که در این مسیر وجود دارد، صحبت می‌کند و می‌گوید شناخت درست نیازمند ترک خودمحوری و نفس‌کشی است. وقتی فردی زنجیر نفس را از خود بگسلد، به باغ بهشت و نعمت‌های آن می‌رسد. در آخر می‌گوید که عشق به هستی راهبر انسان است و در حضور این عشق، فر و دین نیز پرده‌ای بیش نیستند و دید دوست از دیدار معشوق به هم می‌پیوندد.
متن اولیه
در مناجات پیر شبلی گفت که برون آی از حدیث نهفت گفت گر زانکه نبودم دوری بدهدم در حدیث دستوری لمن الملک گوید او به صواب بدهم مر ورا به صدق جواب گویم الیوم مملکت آنراست که ز دی و پریر می آراست یوم و غد ملکت ای به ما بر چیر هست آنرا که بود دی و پریر تیغ قهر تو سرافرازان را سر برد پس به سر دهد جان را نوش دان بهر سود و سودا را حربه آفتاب حربا را هرچه جز حق چو زان گرفتی خشم جبرییلت نیاید اندر چشم زانکه از حرف لا همی به آله کس نداند که چند باشد راه راه تا با خودی هزاران سال بروی روز و شب یمین و شمال پس به آخر چو چشم باز کنی کار بر خویشتن دراز کنی خویشتن بینی از نهاد و قیاس گرد خود گشته همچو گاو خراس بی خود از هیچ آیی اندر کار یابی اندر دو دم بدین در بار زین مسافت دو دست عقل تهیست وان مسافت خدای داند چیست ای سکندر در این ره آفات همچو خضر نبی درین ظلمات زیر پای آر گوهر کانت تا به دست آید آب حیوانت با دل و جان نباشدت یزدان هر دو نبود ترا هم این و هم آن نفس را سال و ماه کوفته دار مرده انگارش و به جا بگذار چو تو فارغ شدی ز نفس لییم برسیدی به خلد و ناز و نعیم بیم و امید را به جای بمان چه کنی ننگ مالک و رضوان نیست را مسجد و کنشت یکیست سایه را دوزخ و بهشت یکیست پیش آنکس که عشق رهبر اوست فر و دین هر دو پرده در اوست هستی دوست پیش دیده دوست پرده بارگاه اویی اوست
AI Prompt
Title: "Divine Reflection: The Journey of Self-Realization" Prompt: Create a photorealistic image in the style of Persian miniature art, depicting the mystical story of the sage, Shibli. Include an intense and vivid landscape that reflects the themes of spiritual awakening and self-realization. Show Shibli in deep contemplation, sitting amidst a lush, divine garden with ethereal light illuminating him. Surround him with symbolic elements of nature, signifying divine beauty and wisdom. Illustrate an ancient path winding through the garden to signify the journey of self-discovery, adorned with traditional Persian floral motifs. Near Shibli, portray a gently floating chain breaking apart, symbolizing the release from ego. In the sky, craft a subtle visualization of uniting love and divinity, blending seamlessly into the heavenly tapestry.