تصویر 7820 - امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵۹
نشانی در گنجور
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۵۹
قصه
متن بالا شامل داستان خاصی نیست. فقط یک شعر عاشقانه است که احساسات و اندوه جدایی را به تصویر می‌کشد.
متن اولیه
ای بیغم از دل من بسیار شد جدایی شادی به رویت ار چه بر غم کنان نیایی گفتی رهات کردم از خنجر سیاست دل سوختی و جانم آتش برین رهایی داند چگونه باشد شبهای دردمندان آن کس که خفته یک روز بر بستر جدایی شبهای عاشقان را شمع مراد نبود رسوای شهر و کو را چه جای پارسایی خورشید آسمان را چون کم توان رسیدن بر جای رقص می کن ای ذره هوایی در حسرت جمالت جانم به لب رسیده ای دستگیر جان ها آخر بگو کجایی آن من نیم که باشم در ملک وصل خسرو بگذار تا به کویت خوش می کنم گدایی
AI Prompt
Create a photorealistic image in the style of a Persian miniature, depicting a scene filled with emotions of love and melancholy of separation. The scene should feature a beautifully dressed couple standing apart, with expressions of longing and sadness on their faces. Surround them with intricate details typical of Persian miniatures, such as ornate floral patterns, delicate gold accents, and a serene, dreamlike landscape in the background. The overall composition should convey the depth of their emotions and the poignancy of their parting.