تصویر 8400 - رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷
نشانی در گنجور
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷
قصه
ای کاش که بود ما نبودی و آنچه هستی را نشان می‌دادی. هیچ‌کس در کعبه را نگشود و ما به سجده در دیر نیز نرفتیم. از افسانه‌های واعظان خسته شدیم، ای مطرب عاشقان یک سرود بخوان. ای عشق، من کی مرد غم تو بودم، اگر صد بار بیشتر نوری به من می‌دادی. اگر از دوست چیزی غیر از دوستی بخواهی، در مذهب عاشقان جهالت است. من همان مجنونی هستم که بودم، اما تو دیگر با ما آنچنان که بودی نیستی. ای دل، چرا های های گریه می‌کنی، آیا هویی از رضی شنیدی؟
متن اولیه
ای کاش که بود ما نبودی یا بنمودی هر آنچه بودی نگشود ز کعبه در کسی را از ما در دیر را سجودی ز افسانه واعظان فسردیم ای مطرب عاشقان سرودی کی مرد غم تو بودم ای عشق صد بار فزونم ار نمودی جز دوست اگر ز دوست خواهی در مذهب عاشقان جهودی مجنون توام چنانکه بودم با ما نه ای آنچنانکه بودی ای دل چه به های های گریی هویی مگر از رضی شنودی
AI Prompt
Create a DALL-E prompt that requests a photorealistic image in the Persian miniature style depicting an ethereal scene of longing and reflection inspired by a Persian poetic tale. The scene features a mystical, ancient setting with an old, closed Kaaba, symbolizing unexplored spiritual paths. In the foreground, a thoughtful figure in traditional Persian attire sits with a musical instrument, inviting a sense of story and melody. The background includes the outline of a monastery, symbolizing unfulfilled spiritual journeys. Surrounding the figure, delicate patterns and vibrant colors typical of Persian miniatures blend into the landscape, blending the lines between the mystical and material worlds. The mood conveys themes of love, longing, and introspective wisdom, embodying the poetic narrative of reconciling inner desires with spiritual quests.